المحقق السبزواري

628

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

سوء خاتمت و تبعه و و بال آن انديشه كند كه مبادا در آخر كار موجب حسرت و پشيمانى باشد . و از كارهايى كه موجب بدعتى و تأسيس سنّت سيّئه باشد بغايت احتراز كند كه چنان كه در احاديث است هركس كه به بدعتى و سنّت بدى عمل مىكند حصّه‌اى از عقاب آن نصيب قراردهندهء آن سنّت خواهد بود . و هم‌چنين حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - فرموده كه ، « من أسس الشّرّ ، اسّسه على نفسه . » « 1 » يعنى : « هركه تأسيس اساس شرّ كند ، بر خود تأسيس شرّ نموده . » غرض آن است كه بيشتر آفت و و بال آن به او عايد خواهد شد . بايد كه وزير در قرار دادن قاعده‌هاى نيكو و بر طرف كردن بدعتها و قوانين بد كه مضرّت آن به مسلمانان عايد مىشود ، كمال جهد و كوشش به‌جا آورد تا آن اثر باقى ماند ، و ذكر جميل و دعاگويى و ثواب اخروى نصيب آن وزير باشد و رعايت حقّ نعمت پادشاه نيز كرده باشد ، چه اين اعمال باعث دعاگويى و دوام دولت پادشاه نيز مىشود . ديگر ، اگر سلطان رأيى زند و راهى انديشد كه در آن مصلحت ملك و دين نباشد ، در مجمع آن را نكوهش نكند ، بلكه اظهار موافقت نمايد ، امّا به آن راضى نباشد و در خلوت بر وجهى لطيف فساد آن را معلوم پادشاه سازد . ديگر ، در روا كردن حاجات محرومان و اميدواران سعى بليغ نمايد و هميشه در ظاهر و باطن اهتمام تمام به حاجات مسلمانان داشته باشد . و بسيارى از علما و حكما كه ملازمت ملوك اختيار نموده‌اند نظر بر اين فايده داشته‌اند . نقل است كه يكى از مشايخ ، چندين نوبت به جهت كار مسلمانى پيش عضد الدّوله رفته بود و آن كار ساخته نشده . آخر عضد الدّوله گفت : « اى شيخ ! عجب مردى بودى ! اين همه آمدى و كار تو ساخته نشد و هنوز [ 161 آ ] مىآيى و متنبّه نمىشوى . » شيخ گفت : « اى ملك ! كار من ساخته شد ، اگر نيّت من رضاى خدا بود و مىدانم كه خداى از اين انديشه خشنود است . امّا كار تو ساخته نشد كه در مهمّ مسلمانى اهتمام نكردى و محتاجى را نوميد ساختى و ندانستى كه اهل دولت چون كار نسازنند ، كار ايشان ساخته نگردد . كار درويش مستمند برآر كه تو را نيز كارها باشد . »

--> ( 1 ) . غرر الحكم ، ج 5 ، ص 343 .